شيخ حسين انصاريان
428
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
بيرون آسياب در گردش بود و هيچ همدمى ندارد « 1 » . گردنبند بابركت از جابر بن عبداللّه انصارى روايت شده است كه : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پس از پايان نماز عصر در محرابش روبروى مردم نشست ، مردم اطراف حضرت را گرفتند ، در اين حال پيرمردى از عربهاى مهاجر كه جامهاى كهنه و مندرس در بر داشت و از شدّت ناتوانى و فرتوتى قدرت روى پا ايستادن نداشت ، وارد شد ، حضرت نسبت به او دلجويى كرده ، وى را مورد تفقد قرار داد و احوالش را پرسيد ، پيرمرد گفت : اى رسول خدا ! من گرسنهام سيرم كنيد ، برهنهام لباسم دهيد ، ندار و تهيدستم عنايتى نماييد . حضرت فرمود : خود من چيزى ندارم كه به تو پرداخت كنم اما آن كسى كه به سوى خير دلالت كند مانند كسى است كه خود خير را انجام دهد ، به خانهء كسى برو كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند و او خدا را بر خود ترجيح مىدهد ، برو به خانهء فاطمه ! و فرمود : بلال ! اين مرد را به خانهء فاطمه برسان . پيرمرد بيابانى همراه بلال حركت كرد ، چون به خانهء فاطمه رسيد با صداى بلند گفت : السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ ، وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ ، وَمَهْبِطَ جِبْرِئيْلَ الرُّوحِ الْأَميْنِ بِالتَّنْزيلِ مِنْ عِنْدِ رَبِّ العالمينَ . درود بر شما اى خاندان نبوت ، و اى محل رفت و آمد فرشتگان و محل فرود جبرئيل امين كه قرآن را از پيشگاه پروردگار جهانيان فرود مىآورد .
--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 43 / 46 ، باب 3 .